Read İlâhînâme by Farid ud-Din Attar Free Online


Ebook İlâhînâme by Farid ud-Din Attar read! Book Title: İlâhînâme
The author of the book: Farid ud-Din Attar
Edition: Milli Eğitim Bakanlığı Yayınları (MEB)
The size of the: 951 KB
City - Country: No data
Date of issue: 1967
ISBN: No data
ISBN 13: No data
Language: English
Format files: PDF
Loaded: 2598 times
Reader ratings: 7.3

Read full description of the books:



Ilāhī-Nāma = Book of God, Farid ud-Din Attar
ʿAṬṬĀR, SHAIKH FARĪD-AL-DĪN, Persian poet, Sufi, theoretician of mysticism, and hagiographer, born ca. 540/1145-46 at Nīšāpūr, and died there in 618/1221. His name was Abū Ḥāmed Moḥammad b. Abī Bakr Ebrāhīm or, according to Ebn al-Fowatī, b. Saʿd b. Yūsof. ʿAṭṭār and Farīd-al-dīn were his pen-names.
تاریخ نخستین خوانش:سال 1977 میلادی
عنوان: الهی نامه؛ شاعر: عطار (فریدالدین محمد بن ابراهیم نیشابوری)؛ مقدمه تصحیح و تعلیقات: محمدرضا شفیعی کدکنی؛ تهران، سخن، 1385؛ در 680 ص؛ چاپ ویراست دوم در سال 1387، در 902 ص؛ شابک: 9789643722012؛ چاپ ششم 1392؛ فروست: مجموعه آثار؛ موضوع: شعر شاعران ایرانی قرن ششم هجری قمری قرن 12 م
عطار » الهی نامه » آغاز کتاب
بنام کردگار هفت افلاک؛ - که پیدا کرد آدم از کفی خاک
خداوندی که ذاتش بی‌زوالست؛ - خرد در وصف ذاتش گنگ و لالست
زمین و آسمان از اوست پیدا؛ - نمود جسم و جان از اوست پیدا
مه و خورشید نور هستی اوست؛ - فلک بالا زمین در پستی اوست
ز وصفش جانها حیران بمانده؛ - خرد انگشت در دندان بمانده
صفات لایزالش کس ندانست؛ - هر آن وصفی که گوئی بیش ازانست
دو عالم قدرة بیچون اویست؛ - درون جانها در گفت و گوی ست
ز کُنه ذات او کس را خبر نیست؛ - بجز دیدار او چیزی دگر نیست
طلب گارش حقیقت جمله اشیا؛ - ز ناپیدائی او جمله پیدا
جهان از نور ذات او مزّین؛ - صفات از ذات او پیوسته روشن
ز خاکی این همه اظهار کرد او؛ - ز دودی زینت پرگار کرد او
ز صنعش آدم از گِل رخ نموده؛ - زوَی هر لحظه صد پاسخ شنوده
ز علمش گشته آنجا صاحب اسرار؛ - خود اندر دید آدم کرده دیدار
نه کس زو زاده نه او زاده از کس؛ - یکی ذاتست در هر دوجهان بس
ز یکتائی خود بیچون حقیقت؛ - درون بگرفته و بیرون حقیقت
حقیقت علم کلّ اوراست تحقیق؛ - دهد آنرا که خواهد دوست توفیق
بداند حاجت موری در اسرار؛ - همان دم حاجتش آرد پدیدار
شده آتش طلب گار جلالش؛ - دمادم محو گشسته ازوصالش
ز حکمش باد سرگردان بهر جا؛ - گهی در تحت و گاه اندر ثریّا
ز لطفش آب هرجائی روانست؛ - ز فضلش قوّت روح و روانست
ز دیدش خاک مسکین اوفتاده؛ - ازان در عزّ و تمکین اوفتاده
ز شوقش کوه رفته پای در گل؛ - بمانده واله و حیران و بی دل
ز ذوقش بحر در جوش و فغانست؛ - ازان پیوسته او گوهر فشانست
نموده صنع خود در پارهٔ خاک؛ - درونش عرش و فرش و هفت افلاک
نهاده گنج معنی در درونش؛ - بسوی ذات کرده رهنمونش
همه پیغمبران زو کرده پیدا؛ - نموده علم او بر جمله دانا
که بود آدم کمال قدرت او؛ - بعالم یافته بد رفعت او
دوعالم را درو پیدا نموده؛ - ازو این شور با غوغا نموده
تعالی الله یکی بی‌مثل و مانند؛ - که خوانندت خداوندان خداوند
توئی اول توئی آخر تعالی؛ - توئی باطن توئی ظاهر تعالی
هزاران قرن عقل پیر در تاخت؛ - کمالت ذرّهٔ زین راه نشناخت
بسی کردت طلب اما ندیدت؛ - فتاد اندر پی گفت و شنیدت
تو نوری در تمام آفرینش؛ - بتو بینا حقیقت عین بینش
عجب پیدائی و پنهان بمانده؛ - درون جانی و بی جان بمانده
همه جانها زتو پیداست ای دوست؛ - توئی مغز و حقیقت جملگی پوست
تو مغزی در درون جان جمله؛ - ازان پیدائی و پنهان جمله
ازان مغزی که دایم در درونی؛ - صفات خود در آنجا رهنمونی
ندیدت هیچکس ظاهر در اینجا؛ - از آنی اوّل و آخر در اینجا
جهان پر نام تو وز تو نشان نه؛ - بتو بیننده عقل و تو عیان نه
نهان از عقل و پیدا در وجودی؛ - ز نور ذات خود عکسی نمودی
ز دیدت یافته صورت نشانه؛ - نماند او تو مانی جاودانه
یکی ذاتی که پیشانی نداری؛ - همه جانها توئی جانی نداری
دوئی را نیست در نزدیک تو راه؛ - حقیقت ذات پاکت قل هو الله
مکان و کون را موئی نسنجی؛ - همه عالم طلسمند و تو گنجی
توئی در جان و دل گنج نهانی؛ - تو گفتی کنتُ کنزاً هم تو دانی
دو عالم از تو پیدا و تو درجان؛ - همی گوئی دمادم سرِّ پنهان
حقیقت عقل وصف تو بسی کرد؛ - به آخر ماند با جانی پُر از درد
زهی بنموده رخ از کاف و از نون؛ - فکنده نورِ خود بر هفت گردون
زهی گویا ز تو کام و زبانم؛ - توئی هم آشکارا هم نهانم
زهی بینا ز تو نور دو دیده؛ - ترا در اندرون پرده دیده
زهی از نور تو عالم منوّر؛ - ز عکس ذات تو آدم مصوّر
زهی در جان و دل بنموده دیدار؛ - جمال خویش را هم خود طلب گار
تو نور مجمع کون و مکانی؛ - تو جوهر می ندانم کز چه کانی
تو ذاتی در صفاتی آشکاره؛ - همه جانها به سوی تو نظاره
برافگن برقع و دیدار بنمای؛ - بجزء و کل یکی رخسار بنمای
دل عشّاق پر خونست از تو؛ - ازان از پرده بیرونست از تو
همه جویای تو تو نیز جویا؛ - درون جملهٔ از عشق گویا
جمالت پرتوی در عالم انداخت؛ - خروشی در نهاد آدم انداخت
از اوّل آدمت اینجا طلب کرد؛ - که آدم بود ازتو صاحب درد
چو بنمودی جمال خود به آدم؛ - ورا گفتی بخود سرّ دمادم
کرامت دادیش در آشنائی؛ - ز نورت یافت اینجا روشنائی
که داند سرّ تو چون هم تودانی؛ - گهی پیدا شوی گاهی نهانی
گهی پیدا شوی در رفعت خود؛ - گهی پنهان شوی در قربت خود
گهی پیدا شوی اندر صفاتت؛ - گهی پنهان شوی در سوی ذاتت
گهی پیدا شوی چون نور خورشید؛ - گهی پنهان شوی در عشق جاوید
گهی پیدا شوی از عشق چون ماه؛ - گهی پنهان شوی در هفت خرگاه
ز پیدائی خود پنهان بمانی؛ - ز پنهائی خود یکسان بمانی
بهر کسوة که می‌خواهی برآئی؛ - زهر نقشی که می‌خواهی نمائی
تو جان جانی ای در جان حقیقت؛ - همان در پرده‌ ات پنهان حقیقت
چه چیزی تو که ننمائی رخ خویش؛ - چو دم دم می‌دهیمان پاسخ خویش
تو آن نوری که اندر هفت افلاک؛ - همی گشتی بگرد کرّهٔ خاک
...
شعر : عطار نیشابوری
ا. شربیانی


Download İlâhînâme PDF İlâhînâme PDF
Download İlâhînâme ERUB İlâhînâme PDF
Download İlâhînâme DOC İlâhînâme PDF
Download İlâhînâme TXT İlâhînâme PDF



Read information about the author

Ebook İlâhînâme read Online! Abū amīd bin Abū Bakr Ibrāhīm (c. 1145 – c. 1221; Persian: ابو حامد بن ابوبکر ابراهیم‎), better known by his pen-names Farīd ud-Dīn (فرید الدین) and Attār (عطار, "the perfumer"), was a Persian Muslim poet, theoretician of Sufism, and hagiographer from Nishapur who had an immense and lasting influence on Persian poetry and Sufism.


Reviews of the İlâhînâme


STANLEY

This book is holding in tensions until the end!

HARVEY

Best among ordinary

MARIA

The idea is great, but sometimes the text suffers

ELLIOT

A hard book, obviously not for everyone.

MARIA

Why do you need to write a phone?




Add a comment




Download EBOOK İlâhînâme by Farid ud-Din Attar Online free

PDF: lhnme.pdf İlâhînâme PDF
ERUB: lhnme.epub İlâhînâme ERUB
DOC: lhnme.doc İlâhînâme DOC
TXT: lhnme.txt İlâhînâme TXT